سرپرست دفتر آموزش و ارتقای سلامت معاونت بهداشت وزارت بهداشت در گفتوگو با «ایران»:
کاهش ۴۰ درصدی بار بیماریهای غیرواگیر با ارتقای سواد سلامت
جامعه
145135
۸۵ درصد مرگ و میرها به دلیل بیماریهای غیرواگیر رخ میدهد، بیماریهایی مثل دیابت، مشکلات قلبی و عروقی و سرطان. ویژگی مشترک همه این موارد، قابل پیشگیری و قابل کنترل بودن آنهاست. یعنی اگر مردم به دانش سلامت مجهز شوند، میتوانند از بروز این بیماریها جلوگیری یا در صورت ابتلا، آن را مدیریت کنند.
محدثه جعفری، گروه اجتماعی: ۸۵ درصد مرگ و میرها به دلیل بیماریهای غیرواگیر رخ میدهد، بیماریهایی مثل دیابت، مشکلات قلبی و عروقی و سرطان. ویژگی مشترک همه این موارد، قابل پیشگیری و قابل کنترل بودن آنهاست. یعنی اگر مردم به دانش سلامت مجهز شوند، میتوانند از بروز این بیماریها جلوگیری یا در صورت ابتلا، آن را مدیریت کنند. به گفته مسئولان وزارت بهداشت، با گسترش سواد سلامت میتوان از ۴۰ درصد بیماریهای غیرواگیر مثل سرطانها پیشگیری کرد. سواد سلامت یعنی میزان توانایی افراد در به دست آوردن، تحلیل کردن و فهمیدن اطلاعات سلامتی که به آن نیاز دارند تا بتوانند در مورد مسائل مربوط بهسلامتی خود مشارکت داشته و تصمیمهای درستی بگیرند. دکتر ظفرقندی وزیر بهداشت معتقد است، یکی از محورهای اساسی تحول در نظام سلامت، ارتقای سواد سلامت است. افرادی که نسبت به سلامت خود آگاه باشند، از سلامت خود محافظت میکنند و بیماریهایشان زودتر تشخیص داده میشود در نتیجه هزینههای درمان بهمراتب کمتر خواهد شد، بویژه در مورد بیماریهای مزمن، تشخیص زودهنگام بیماریها بسیار مؤثر است. موضوعی که دکتر پزشکیان رئیسجمهوری هم بر آن تأکید دارد، به همین منظور نظام سلامت کشور برنامه خودمراقبتی و ارتقای سواد سلامت را راهاندازی کرده تا از طرق مختلف اطلاعات صحیح را به دست مردم برساند و جلوی عوامل آسیب زننده مثل تغذیه ناسالم، نداشتن تحرک بدنی، استعمال دخانیات و... را بگیرد. همه این موارد موضوع گفتوگوی «ایران» با دکتر شهرام رفیعیفر سرپرست دفتر آموزش و ارتقای سلامت معاونت بهداشت وزارت بهداشت است.
رئیسجمهوری و وزیر بهداشت بارها در صحبتهایشان بر ضرورت افزایش سواد سلامت میان مردم تأکید کردهاند. درباره اهمیت این موضوع توضیح میدهید؟
سلامت به معنای رفاه کامل جسمی، روانی، معنوی و اجتماعی است. در گذشته معتقد بودند اگر بخش سلامت در کشوری فعال باشد و همه امکانات تخصصی، فوق تخصصی، درمانی و گایدلاینهای بالینی و استانداردهای روتین این بخش را فراهم کنند، سلامت در اختیار مردم قرار میگیرد. نگاه به مردم شبیه به یک مشتری بود که بیشتر وقتی بیمار میشدند، مراجعه میکردند و از خدمات درمانی بهرهمند میشدند. یک نظام بیمهای هم تعیین شده بود که هزینههای درمان را تعدیل و از اقشار آسیبپذیر حمایت کند. با پیشرفت علم و فناوری، به این نقطه رسیدیم که سلامت محصول مشترک دولت، ملت و بازار است. یعنی فقط حوزه بهداشت و درمان نیست که میتواند سلامت جامعه را تأمین کند، بلکه در کنار بخش سلامت، دولت در قالب حکمرانی برای سلامت باید برنامه داشته باشد تا مردم عادلانه از همه گزینههای سلامت استفاده کنند و امکان زندگی سالم برایشان فراهم شود. مردم هم نقششان از مشتری نظام سلامت، تبدیل شد به خالقان سلامت؛ چون سلامت محصول انتخابهای مردم در طول زندگی روزمره است. حالا هر چقدر مردم آگاهانه و با سواد سلامت کافی انتخابهای سالمتری داشته باشند، بیشتر میتوانند سلامتیشان را به عنوان یک ثروت حفظ کنند و اگر هم دچار بیماری شدند، با مراجعه آگاهانه به شخص و محل مناسب از خدمات مطلوب سلامت بهره ببرند.
هرچقدر افراد تلاش کنند، از سبک زندگی سالم پیروی کنند بازهم عواملی وجود دارد که خارج از اراده آنها و نظام سلامت است؟چطور میتوان این عوامل را کنترل کرد یا جلوی آن را گرفت؟
درست است، بازار هم در ارائه گزینههای سالم مورد نیاز برای برخورداری از یک زندگی سالم نقش مؤثری دارد. یعنی بازار، صنعت و صنفی که خروجی آن سلامت مردم باشد، حتماً میتواند به سلامت مردم کمک کند. بنابراین ما دگرگونی گفتمانی داریم از اینکه فقط یک بخش مسئول مراقبت از سلامت مردم است، به سمت دولتی که باید قدرت سلامت مردم را در همه ابعاد و نهادها جانمایی کند و متولی ارتقای عادلانه سلامت آنها باشد.
در کنار سیستم نظارتی دولت، مردم هم باید رفتار سالم را انتخاب کنند؟
بله. در گفتمانی که مردم مشتری بخش سلامت بودند، 25 درصد افراد در طول سال شاید 3 یا 4 بار بیمار میشدند و به بخش سلامت مراجعه میکردند، چندساعتی در این بخش از خدمات حوزه سلامت استفاده میکردند و بعد با کلی سؤال در مورد چگونگی مراقبت از خود به خانههایشان باز میگشتند. در این گفتمان، بحث اینکه میشود از بیماری پیشگیری کرد مطرح بود، اما اینکه میتوان سلامت را حفظ کرد و افزایش داد، کمتر مطرح میشد. در مدل جدید که مبتنی بر توانمندسازی مردم برای خودمراقبتی است، نکته محوری آن است که باید روی سواد سلامت مردم متمرکز شویم. سواد سلامت فقط به معنای دسترسی عادلانه، به روز و به میزان کافی و با رسانه مؤثر به اطلاعات سلامت نیست، بلکه به معنای قدرت نقد و تحلیل و به کار بستن این اطلاعات در زندگی روزمره است.
مردم باید هم به اطلاعات معتبر سلامت دسترسی داشته باشند و هم قدرت نقد و تحلیل و استفاده از آن به آنها داده شود تا بتوانند متناسب با شرایط فردی خود تصمیم درست بگیرند و آن را به رفتاری مداوم و پایدار در طول زندگیشان تبدیل کنند. تأکیدی که دکتر پزشکیان و دکتر ظفرقندی روی ترویج درست سواد سلامت دارند به این دلیل است که هر روز نقش مردم در ارتقای سلامت توسعه پیدا میکند و در حال حاضر به این نتیجه رسیدهایم که اگر مردم تغذیه سالم، تحرک بدنی کافی داشته باشند و استرسهایشان را مدیریت کنند و سلامت روان مثبت داشته باشند، دور از دخانیات، الکل و مواد مخدر ب اشند، همچنین در روابط بین فردی بتوانند محترمانه و مسالمتآمیز مشکلاتشان را حل کنند و روابط شان عاری از خشونت باشد و بتوانند زندگی ایمن را برای خودشان و اطرافیانشان فراهم کنند مثلاً با رعایت مسائلی مثل رانندگی ایمن، عبور ایمن از خیابان برای عابران پیاده و رانندگی ایمن راکبان موتورسیکلت، میتوان بخش بزرگی از معضلات فردی، خانوادگی و اجتماعی سلامت را حل کرد. این اتفاقات باید طوری رقم بخورد که به جای اضافه کردن صرف تختهای بیمارستانی و آمبولانسها، به سوی توانمند کردن مردم برای خودمراقبتی گام برداریم تا امکان زندگی سالم را داشته باشند.
برای رسیدن به این اهداف چه اقداماتی را تاکنون انجام دادهاید؟
در معاونت بهداشت وزارتخانه، برنامهای با عنوان «خودمراقبتی و ارتقای سواد سلامت» تنظیم شده است که با همکاری آموزش و پرورش و سازمان بیمه سلامت ایران اجرا خواهد شد. در این برنامه از پیش دبستان تا پایان دبیرستان، آموزش سلامت در مدارس اجرا میشود. این آموزش در قالب برنامههای درسی رسمی و آموزشهای فوق برنامههای سلامت است که با کمک معلمان در همه رشتههای تحصیلی در اختیار دانشآموزان قرار میگیرد. همچنین آموزش سلامت همگانی را از طریق رسانه ملی، رسانههای ارتباط جمعی، فضای مجازی و در قالب پویشهای ملی و محله محور به مردم ارائه خواهیم داد تا افراد برای خودمراقبتی توانمندی کافی را داشته باشند. البته بحث خودمراقبتی سازمانی در محیطهای کاری هم مطرح است. به این شکل که در محیط کار شوراهای ارتقای سلامت ایجاد میشود تا خود کارکنان با کمک رابط سلامتی که در محل کارشان مستقر است، فضای کاری را ایجاد کنند که ارتقا دهنده سلامت باشد. در محلههای شهری و روستایی نیز شوراهای ارتقادهنده سلامت محله تشکیل خواهد شد، تا نیازهای محله را شناسایی کنند و برای پاسخگویی به نیازهای مردم محله برنامهریزی کنند تا به سمت محله و جامعه سالم حرکت کنیم.
درباره خودمراقبتی بیشتر توضیح میدهید؟
وقتی درباره خود مراقبتی صحبت میکنیم، یعنی مراقبتی مادام العمر، هفت روز هفته و 24 ساعت شبانه روز در تمام شئون زندگی توسط افرادی که در حوزه سلامت تحصیل نکرده اند. یعنی افراد غیرمتخصص در حوزه سلامت بتوانند با یا بدون مشورت متخصصان از سلامت خود، خانوادههایشان، همسن و سالانشان، همکاران و دوستانشان مراقبت کنند. در واقع این مدل مراقبتی مشارکتی، متکی بر این است که افراد خود، اطرافیان و محلهشان را دوست داشته باشند. فرض کنید فردی به دلایل ژنتیک با وجود اینکه تمام موارد مطرح شده را رعایت کرده باشد، دچار دیابت شود. چنین فردی در طول سال حدود 4 تا 5 ساعت به متخصص داخلی یا مراکز بهداشتی و درمانی مراجعه میکند، اما در چند هزار ساعت ایام باقی مانده سال خودش باید دیابتش را مدیریت کند (برای مثال تغذیه، فعالیت بدنی و مصرف داروهایش به چه شکل باشد یا چطور استرساش را مدیریت کند و بتواند به عنوان فردی دیابتی زندگی باکیفیتی را تجربه کند، با اینکه هزینههای کمتری را هم به خود و خانوادهاش تحمیل کند.) در واقع اهمیت خودمراقبتی از حفظ سلامت آغاز میشود. با این روش به سمت جامعه سالم حرکت میکنیم. در این حالت، مردم نقش خود را به عنوان خالقان سلامت باورکرده و آمادهاند مسئولیت کامل سلامتشان را بپذیرند و آگاهانه برای سلامت خود، خانواده و جامعه شان گام بردارند. در این برنامه، مراقبت از اعضای خانواده را به یکی از اعضای خانواده میسپاریم که نامش را هم سفیر سلامت گذاشتیم که در بیشتر موارد مادر خانواده سفیر سلامت است. سفیر سلامت خانواده آموزشهای حداقلی و کافی برای خودمراقبتی را دیده است و از طریق اپلیکیشن جامع خود مراقبتی به نظام سلامت، پزشک خانواده، تیم سلامت، مراقب سلامت و کارشناس تغذیه و روان وصل میشود. با داشتن این اپلیکیشن میتواند در جریان آموزشهای همگانی سلامت قرار بگیرد و به پرونده الکترونیک سلامت خود و دیگر اعضای زیر 18 سال خانواده دسترسی داشته باشد. برای افراد بالای 18 سال با رضایت خود فرد، این دسترسی به سفیر سلامت خانواده داده میشود.
آموزشهای همگانی برای افراد شخصیسازی هم میشود؟
بله. علاوه بر آموزشهای همگانی که در اختیار همه قرار میگیرد، براساس شرایط سنی، جنسی خود سفیر و اعضای خانواده، آموزشها مبتنی بر اطلاعات پرونده الکترونیک سلامت شان شخصیسازی میشود تا مطابق با شرایطشان آموزشهای مؤثرتری را دریافت کنند. این حرکت از نظامی مبتنی بر دارو، درمان و تجهیزات پزشکی به سمت نظامی مبتنی بر فناوری اطلاعات، ارتباطات و آموزش است که سواد سلامت مردم را توسعه میدهد. تمام این ساختارها، ابزارهای الکترونیک و آموزشهای مؤثر سلامت در قالب راهنماهای خود مراقبتی و پویشهای توانمندسازی مردم برای خودمراقبتی ارائه میشود. چون سلامت حق مردم و با ارزشترین سرمایه است و تا زمانی که مردم نقش و مسئولیت خود را باور نکنند و با اعتماد به نفس این مسئولیت را نپذیرند، ما نمیتوانیم ثروت سلامت را حفظ کنیم، افزایش بدهیم یا هزینههای کمرشکن درمان را از دوش آنها برداریم.
ترویج خودمراقبتی و سواد سلامت از بعد کاهش بیماریها چقدر مؤثر است؟
قطعاً اثرگذاری بالایی دارد. در حال حاضر میشود از 40 درصد بیماریهای غیرواگیر مثلاً دیابت نوع دو و برخی از انواع سرطانها پیشگیری کرد. در بسیاری از سرطانها که ممکن است قابلیت پیشگیری نداشته باشند، با تشخیص زودرس، شناخت بهموقع و مراجعه بهموقع برای انجام غربالگریهای دقیق میشود در مراحل اولیه سرطان را تشخیص داد و نسبت به درمان اقدام کرد و فرد زندگی باکیفیتی که حقش است را داشته باشد. این موضوع در مورد دیابت نوع دو هم قابل اجراست چون بسیاری از این دیابتها قابل پیشگیری است. در حال حاضر میشود با غربالگریهای دقیقی که وجود دارد، افرادی که در معرض سکته قلبی و سکته مغزی هستند را شناسایی کرده و با آموزشهای دقیق کاری کنیم که وقوع بیماری را در آنها به تعویق بیندازیم یا از ایجاد آن جلوگیری کنیم. با وجود این همه پیشرفت در علوم پزشکی باید این اطلاعات را در اختیار مردم قرار بدهیم تا بهموقع از آن برخوردار شوند.
این برنامه مثل پزشکی خانواده به تدریج اجرایی میشود؟
برنامه خود مراقبتی و ارتقای سواد سلامت با تأکید رئیس جمهوری و وزیر بهداشت شروع شده و بهتدریج به جایی میرسیم که بتوانیم این برنامه را در اختیار همه مردم قرار بدهیم.
برنامه پزشکی خانواده و نظام ارجاع در حال حاضر برای 30 میلیون جمعیت ایرانی در حال اجراست که عمدتاً مناطق روستایی، حاشیه شهرها و شهرهای زیر 20 هزار نفر را دربر میگیرد. در قالب برنامه ارزشمند پزشکی خانواده و نظام ارجاع، بهورز و مراقب سلامت با داوطلب سلامت و سفیر سلامت خانواده ارتباط گرفته و آموزشهای لازم را به آنها میدهد. اکنون داوطلبان و سفیران سلامت حضوری انتخاب میشوند و هنگامی که اپلیکیشن جامع خودمراقبتی راهاندازی شود، میتوانند به شکل غیرحضوری آموزش ببیند. در مناطقی که برنامه پزشکی خانواده و نظام ارجاع اجرا میشود، اجرای برنامه شروع شده است و منتظر هستیم سامانههای هوشمند خودمراقبتی در اختیارمان قرار گیرد و بعد در کل کشور اجرا شود.
اگر مادران خانواده به اندازه کافی آموزش ببینند میتوانند سبک زندگی سالم را میان اعضای خانواده نهادینه کنند. برنامههای برای آن دارید؟
بله. اگر بتوانیم مادر خانواده را به اندازه کافی برای مراقبت از سلامت خود و خانواده توانمند کنیم تا از ابتدای تولد با تغذیه انحصاری با شیر مادر فرزندش را پرورش دهد، نمک و شکر را کمتر به غذای فرزندش اضافه کند تا ذائقه او به خوردن این گونه مواد عادت نکند کار بزرگی کردهایم. اگر از همان دوران کودکی فرد کمتر با این گونه محصولات ناسالم سر و کار داشته باشد، در بزرگسالی هم کمتر به سراغ این محصولات میرود. آن زمان میتوانیم نسل آینده سالمتری را شاهد باشیم.
انتهای پیام/